1/24/2006
قربان تا غدیر
روز قبل از عید قربان رفتیم آزمایشگاه ، و روز بعدشم ساعت 19 توی حرم قسمت دارالولایه عقد کردیم . فاصله بین قربان تا غدیر رو هم گذاشتیم برای خرید حلقه وبقیه چیزها . روز عید غدیر هم با اینکه سید بودیم و تقریبا از صبح برامون مهمون میومد اما ساعت 19 الی 22 مجلس نامزدیمون رو برگزار کردیم . به همین راحتی !
تموم شد همه اضطراب ها ، همه دغدغه ها و همه ... تموم شد . دلم می خواست حرفهایی که هیچ ازدواج کرده ای به مجردا نمی گه برای همتون تعریف کنم ! اول با خودم گفتم اونا خیانت می کردن که نمی گفتن اما حالا که لذتش رو بیشتر احساس کردم با خودم می گم بزار خودشون بهش برسن ! اونجوری لذتش بیشتره و بیشتر قدر می دونن .
می خواستم ازلحظه های شیرین و خنده دار توی آزمایشگاه براتون بنویسم از اینکه عروس و داماد ها زیر زیری هم رو نگاه می کردن و اگه فرصتی پیدا می کردن که دور از چشم مامان ها حرفی بزنن چقدر براشون لذت بخش بود!
یا از اون لحظه ای که یک نا محرم که تا چند لحظه قبل اجازه نداشت حتی ناخن انگشتش به دستت بخوره به تمام وجودت محرم می شه و این چه تحول بزرگ و زیبایی برای یک دخترو حتی برای یک پسر مثبت ! خواهد بود . اون لحظه ای که بعد از خوندن خطبه عقد رفتیم دو نفری زیارت کردیم و دو رکعت نماز شکر خوندیم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم اونقدر پر هیجان و زیبا بود که قابل وصف نیست و قلمم رو حقیر تر از اون می دونم که بتونه اون لحظه ها رو به تصویر بکشه ...
و حتی شبی که برای اولین باردر کنار اون برام صبح شد و چه شب کوتاهی !
همیشه می گفتن ازدواج آرامش میاره اما حالا من می گم ازدواج گذشتن از دنیای احمقانه و کوچک و پر اضطراب مجردی است و ورود به دنیای بزرگ واقعات و لذات و حواس پنچ گانه است ، همه چیز عینیت پیدا می کنه همراه با لذتی غیر قابل وصف .
شاید ورود به چنین دنیای بزرگی کمی دلهره آور باشه اما اگه به همسفر راهت مطمئن باشی به چنان آرامشی می رسی که حاظر نیستی اون رو با هیچ چیز توی دنیا عوض کنی .
می خواستم خودش رو هم براتون توصیف کنم اما هیچ چیز یا هیچ کسی رو نمی شناسم که شبیه اون باشه تا بتونم با تشبیه براتون توصیفش کنم فقط این رو می گم که اون مرد و ستون زندگی منه ...
* چند وقت پیش یکی می گفت اگه آزادی توی کشور ما باشه مردامون اینقدر حریص و چشم چرون نمی شن . چرا توی کشورهای غربی اگه یک زن لخت هم بیرون بیاد بهش نگاه هم نمی کنن؟ جواب این سوال رو آقای پناهیان خیلی جالب داده ،(اگه تونستید سی دی روابط دختر وپسر شون رو گوش کنید) گفته ما نمی خوایم این حرص و این ولع و لذتی که یک مرد از نگاه کردن به یک زن می بره رو از بین ببریم! ما نمی خوایم از لذت چشم چروونی اونها کاسته بشه! ما نمی خوایم مردها و زنها به جایی برسن که دیگه از هم لذت نبرن! اسلام می خواد این تشنگی در کانون خانواده رفع بشه ، و باعث استحکام و ایجاد محبت و لذت در بین زوجین بشه ...
* هیچ دختر و هیچ پسری که برای خودش حد و حدودی قائل نشده نمی تونه لذت محرم شدن یک نا محرم رو در کانون گرم خانواده درک کنه ، لذتی که حالا از نگاه کردن به یک تار موی اون هم براش قابل وصف نیست . شاید این ها گفتنش مسخره باشه اما واقعیت اینه که این دنیا برای اونهایی است که لذاتشون رو ماندگار می کنن .
خداحافظ . برای همه وبلاگ نویس ها و وبلاگ خونهای عزیز آرزوی موفقیت می کنم . به خدای مهربان و کریم و ستارالعیوب می سپارمتان .